دگران روند و آیند تو همچنان که هستی..
انسان مانند رودخانه است
هر چقدر عمیق تر باشد
آرامتر است.
< مونتسکیو >
——————————
اینک
اگر اندک اندک دوستم نداشته باشی
من نیز تو را از دل میبرم
اندک اندک .
اگر یکباره
فراموشم کنی
در پی من نگرد ،
زیرا پیش از تو فراموشت کردهام .
اگر توفان بیرقهائی را
که از میان زندگیم میگذرند
بیهوده و دیوانه بخوانی
و سر آن داشته باشی
که مرا در ساحل قلبم
آنجا که ریشه در آن دواندهام رها کنی ،
به یاد داشته باش
یک روز،
در لحظهئی ،
دستهایم را بلند خواهم کرد
ریشههایم را به دوش خواهم کشید
در جستجوی زمینی دیگر.
….
پابلو نرودا
همیشه نوشت:
از دعای عین القضات همدانی:
«خدایا! به من قدرت آن را عطا کن که بتوانم بدان اندازه که او را دوست میدارم نیاز دوست داشتنش را در خود خاموش سازم.»
و “مادرم” را هنوز اندازه ی تمام خدا دوست دارمش…
۲۵ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۵ ق.ظ
منم «و “مادرم” را هنوز اندازه ی تمام خدا دوست دارمش…»
۲۸ بهمن ۱۳۸۸ در ۵:۱۸ ب.ظ
یه حقیقت تلخ میدونی چیه سولماز؟
اینکه وقتی مرد ِ دلخواهت رو پیدا کنی، مادرت یه پله _دست کم_ سقوط می کنه
و وقتی بچه دار شی، مادرت و مرد ِ دلخواهت همزمان یه پله دیگر
به این هیچی نمیگن، جز زندگی!
۲۹ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۹ ق.ظ
کرده ام به تفسیرهایم که بوی کالی می دهند همیشه برای گوش های خاموش و چشم های بسته*****گوسفندی که هنگام خوابش انسان می شمارد ، به عدد ده هم نمی رسد . خوببودن چه فایدهای داره تو دورهای که دود باریک و دروغ زیبا و و دینار، به جای متانت و نجابت و صداقت مردها رو راحتتر جذب میکنه! این درد بیصداییه ولی دردش بیشتره***************جای خالی ابرو را که خالی کنی، پرمیشود ولی جای خالی آبرو هیچوقت..!. ******************یک جایی آن وسطها با مردی که دوستش داشتم دوست شدم؛ نام او هست «پدر». من عاشق صدای مادرم هستم
بقول سارا”تو بهترینی.
۳ اسفند ۱۳۸۸ در ۶:۰۹ ب.ظ
سلام خسته نباشید من مطالبتون رو به طور خیلی اتفاقی دیدم واقعا دلچسب و دلنشین بود من ارزو دارم همچین زیبا و رسا مثل شما واقعا ارزوی دیرنه ام است متناتون رو واقعا خودمونی می نویسد و با مخاطباتون خیلی راحت هستید و به عمق وجود معنی پی میبرید